عماد الدين حسن بن علي الطبري
194
مناقب الطاهرين ( فارسي )
قادر نيستم . و امّا على مردى پرحذر است و در حرب التفات به چپ و راست بسيار كند . امّا حمزه مردى است كه چون در حرب رود هيچ نينديشد . باشد كه وى را دريابم . وحشى گفت : حمزه حمله برد بر مردم و به من بگذشت و برفت تا كنار جويى كه ريگ روان بود پاى وى بلغزيد و بيفتاد . به قوّت خويش حربهاى داشتم بر وى انداختم . بر فور بر خاصرهء تهيگاه وى آمد ، چنان كه حربه از آن جانب وى بيرون رفت . حمزه بيفتاد . برفتم و شكم وى بشكافتم و جگرش برگرفتم و به هند بردم . مادر خال مؤمنان معاويه ، جدّهء يزيد قاتل امام حسين ( ع ) ، وى در دهان نهاد كه بخايد ، به دهان وى سنگى شد ، از دهان بينداخت . ملكى - چنان كه رسول ( ص ) خبر داد - برداشت و باز جاى خود نهاد . هند لعين بيامد و گوش و بينى و دستها و پايها و عورتين حمزه ببريد . عجب از جمعى كه ابو سفيان ملعون كه دندان و روى رسول ( ص ) بشكست و چندين حربها با رسول ( ص ) كرد و هند كه جگر عمّ رسول ( ص ) بخاييد و پسرش معاويه كه امام حسن ( ع ) را زهر داد و بكشت و چندين هزار مؤمنان كه محبّ خاندان بودند به قتل رسانيد و به يك روز هفتاد مرد از مهاجر و انصار بكشت در حرب صفّين - از ايشان يكى عمّار بود كه رسول ( صلعم ) در حقّ وى گفت : خالط الايمان لحمه و دمه - و هيجده مصاف با حجّت خدا امير المؤمنين عليه السّلام بكرد و قرآن را پاره پاره نمود و چنان كه پسرش يزيد سر امام حسين عليه السّلام بر نيزه كرد ، پدر قرآن را بر سر نيزه كرد و عايشه را به غدر به دمشق بكشت - و يزيد لعين كارى چنان بكرد كه پوشيده نيست بر عالميان - بعضى اين طايفه را دوست مىدارند و اينچنين لعينى را خال مؤمنان دانند و محمّد ابو بكر كه قرّة العين ابو بكر بود و برادر عايشه بود و